تبليغاتX
عاشقانه ها برای تو


عاشقانه ها برای تو





درد و دل


بجامانده ها در عاشقانه


طراح قالب



دوستان


لينكدوني




آمار وبلاگ :



لوگوي دوستان


ارتباط آنلاين:

دل یه روح نازکه...!

دوست دارم که........   

يه اتاقي باشه گرمه گرم ... روشنه روشن ... تو باشي، منم باشم ...  کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد... تو منو بغلم کني که نترسم ...که سردم نشه ...که نلرزم ... اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار ...پاهاتم دراز کردي..منم  نشستم جلوت و بهت تکيه دادم..با پاهات ...محکم منو گرفتی..دستتم دورم حلقه کردي...مي‌گم چشماتو مي‌بندي؟ ميگي آره!.... بعد چشماتو مي‌بندي ... بهت مي‌گم برام قصه مي‌گي توگوشم؟ مي‌گي آره! بعد شروع مي‌کني آروم آروم تو گوشم قصه گفتن ...يه عالمه قصة طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نمي‌شن ... مي‌دوني؟مي‌خوام رگمو بزنم ... رگ خودمو ... مچ دست چپمو ... يه حرکت سريع ... يه ضربه عميق ... بلدي که؟ ولي تو که نمي‌دوني مي‌خوام رگمو بزنم ...تو چشماتو بستي ... نمي‌دوني من تيغ رو از جيبم در ميارم ... نمي‌بيني که سريع مي برم ... نمي‌بيني خون فواره مي‌زنه ... رو سنگاي سفيد ... نمي‌بيني که دستم مي‌سوزه و لبم رو گاز مي‌گيرم که نگم آخ که چشماتوباز نکني و منو نبيني ... تو داري قصه مي‌گي.. من شلوارک پامه ... دستمو مي‌ذارم رو زانوم ... خون مياد از دستم مي‌ريزه رو زانوم و از زانوم مي‌ريزه رو سنگا ... قشنگه مسير حرکتش! قشنگه رنگ قرمزش ... حيف که چشمات بسته است و نمي‌توني ببيني ... تو بغلم کردي ... مي‌بيني که سرد شدم..محکمتر بغلم مي‌کني که گرم بشم..مي‌بيني نامنظم نفس مي‌کشم ... تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت! مي‌بيني هر چي محکمتر بغلم مي‌کني سردتر ميشم ... مي‌بيني دیگه نفس نمیکشم  .. چشماتو باز  مي‌کني مي‌بيني من مردم ... مي‌دوني؟ .....من مي‌ترسيدم خودمو بکشم! از سرد شدن ... از تنهايي مردن ... از خونديدن ... وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم ... مردن خوب بود، آرومِ آروم ... گريه نکن ديگه! ... من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم دلم مي‌گيره‌ها ! بعدش تو همون جوري وسط گريه‌هات بخندي ... گريه نکن ديگه خب؟  دلم  مي‌شکنه..دلِ یه روح نازکه نشکنش خب؟


نويسنده: ميثم مورخ: جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 در ساعت: 14:45
|+|

meysam256© کپی برداري حتي با ذكر منبع غير مجاز ميباشد