عاشقانه ها برای تو
من و انتظار
من غصه و غم وانتظاري هرشب
ما را تو به گريه مي سپاري هرشب
احساس نمي كنم كه دوري از ما
در كوچه ي ما حضور داري هرشب
من آخر انتظار را مي بينم
من آن دل بيقرار را مي بينم
انگار از آن طرف كسي مي آيد
در جاده يك سوار را مي بينم
در ساحل انتظار پهلو زده اي
چون كوه به اقتدار پهلو زده اي
من از نفست ترانه اي مي چينم
انگار به يك بهار پهلو زده اي
وعده گاه ما
پنجشنبه،غروب ، قبرستان
يك فضاي غريب،حزن آلود
هر طرف را نگاه مي كردي
روز لشكر كشي ماتم بود
در هواي هميشه نم نـاكش
بوي عود و گلاب مي پيچيد
يك نفر روي قبر جان مي داد
يك نفر توي قاب مي خنديد
سر من گيج مي شود انگار
باید از نصف راه برگردم
مثل روحی فراری از دوزخ
گور خود را سريع گم كردم
پنجشنبه، غروب، زايشگاه
يك كمي آن طرفتر از گلزار
اين دفه گريه هاي يك بچه
باز هم يك شروع ،يك تكرار
زندگي اتهام آدمــــــــــها
حبسهائي عجيب طولاني
خوشبحال كودكي مرده
بدترین اتفاق انســــــانی
چار ديوار خط خطي ،سلول
موقع پر كشيدن از زندان
وعدگاه من و شما باشد
پنجشنبه، غروب ،قبرستان