يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم وقت پر پر شدنش سوز و نوايي نکنيم...يادمان باشد سر سجاده عشق جز براي دل محبوب دعايي نکنيم...يادمان باشد از امروز خطايي نکنيم گرچه در خود شکستيم صدايي نکنيم...يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم
خوش به حال آسمون كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ... به كسي توجه نمي كنه ... از كسي خجالت نمي كشه ... مي باره و مي باره و ... اينقدر مي باره تا آبي شه ... آفتابي شه...!!! کاش ... کاش مي شد مثل آسمون بود ... كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي ... بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده ... انگار نه انگار كه غمي بوده ... همه چيز فراموشت بشه ...!!! كاش مي شد .
وقتي به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه ميکنن .
به او گفتم غمگين ترين ترانه را برايم بخوان چشمهايش را بست و آرام گريست...گريست...گريست.
عشق را دوست دارم ولي نه در قفس بوسه را دوست دارم نه در هوس تو را دوست دارم تا آخرين نفس.
شکستن قانون غير ممکن است قانون شکن تنها خودش را ميشکند.
عادت كردهايم بي سلام از كنار هم بگذريم عادت كردهايم بي جنگل بي دريا و بي عشق باشيم عادت كردهايم به آكواريمهاي شيشهاي بياييد براي تمام كوهها رودها و دشتها نامههاي عاشقانه بنويسيم و روي كاغذ سيگار نقاشي بكشيم قاصدك را كبوتر را و شايد بامي براي پرواز...
سرنوشت سه دفعه بهت دروغ ميگه؟! اولين بار وقتي به دنيات مياره... دومين بار وقتي عاشقت ميکنه... سومين بار هم زندگي رو ازت ميگيره تا بفهمي همش خواب بود و بس